آخرين ارسال های گفتمان دینی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    12274
    جایگاه
    مدیر بخش عصر انتظار
    متوسط نوشته در روز
    6.63
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    5,444
    سپاس
    10,216
    سپاس شده 8,297 در 3,619 پست
    حالت من
    N bache mosbat
    اعتراض
    6
    4 بار در 4 نوشته اعتراض شده است

    پیش فرض پاسخ : داستان شيعه شدن نرجس خاتون مادر امام زمان (عج)

    مقام و منزلت مادر امام زمان (عج)
    نرجس نوه شمعون وصي حضرت عيسي (ع)

    نام مادر امام زمان (عج) "مليكه" بود كه از طرف پدر ، دختر يشوعا ، فرزند امپرطور روم شرقي و از طرف مادر نوه شمعون بهترين يار و وصي حضرت عيسي (ع) مي باشد.

    اگر چه ايشان از خاندان امپراطور روم بوده و در كاخي مجلل زندگي ميكرده ولي هميشه پاكدامني و عفت را سيره خويش قرار داده و زندكي خود را همچون مريم (س) ميگذراند.رفتار وي سرشار از معنويت ، پاكي بود و هيچ شباهتي به درباريان نداشت.

    خواستگاري و مجلس عقد حضرت نرجس (س)
    وقتي مليكه به سن ازدواج رسيد ف جدش امپراطور روم او را براي همسري برادرزاده اش برگزيد. او از طرف برادرزاده اش براي مليكه خواستگاري كرد و از آنجايي كه كسي نميتوانست از فرمان امپراطور روم سرپيچي كند ، مجلس عقد باشكوهي برگزار شد.
    در آن مجلس نزديك به سيصد نفر از بزرگان روحانيون و كشيشان مسيحي ، هفتصد نفر از فرماندهان ارتش و چهار هزار نفر از اشراف و معتمدين حضور داشتند.
    مجلس در كاخ ، با شكوه و مجلل برگزار شد.برادرزاده امپراطور روي تخت نشست. همه امكانات فراهم بود ، همينكه كشيش ميخواست آيات عقد را تلاوت كند ناگهان زلزله آمد و كاخ لرزيد و هر كسي روي تخت بود بر زمين افتاد و همه را وحشت و اضطراب فرا گرفت.
    يكي از كشيشان به امپراطور گفت اين امي غير عادي است و نشانه خشم خداست و اگر اجازه ميدهيد ما مرخص شيم و برويم و بعد از اجازه رفتند. مدتي بعد امپراطور قصد داشت مليكه را به عقد برادرزاده دومي در آورد كه با هم اين اتفاق انجام گرفت . همگان فهميدند كه اين امري غير عادي است. و امپراطور هم هيچ گاه اين حادثه را نميتوانست فراموش كند.
    زیباتر از این شعر هیچ جا ندیدم:

    وقتي به عشق ، قلب حرم اعتراف كرد
    وقتي علي به خانه خود اعتكاف كرد
    وقتي خدا جمال خودش را مطاف كرد
    كعبه سه روز دور سر او طواف كرد
    حاجي شده است كعبه و سنت شكسته است
    با جامه ي سياه خود احرام بسته است


    حق روز ازل كل نِعم را به علی داد
    بین حكما حُكمِ حَكَم را به
    علی داد
    معنای یدالله همین است و جز این نیست
    كاتب كه خدا بود قلم را به
    علی داد
    می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
    در معركه شمشیر دو دم را به
    علی داد
    هر مملكتی تابع فرمان امیری است
    ایران، دلِ افتاده به غم را به
    علی داد
    از نسل علی یك علی آمد به خراسان
    یعنی كه خدا كل عجم را به
    علی داد


    شرکت در تاپیک:
    طرح تاپیک خوانی مهدویت برای مهدویون


    بحث این هفته:
    آداب انتظار، اخلاق منتظر

    موارد5به بعد...

  2. تبلیغات تبلیغات در گفتمان دینی تبلیغات در گفتمان دینی تبلیغات در گفتمان دینی
  3. #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    12274
    جایگاه
    مدیر بخش عصر انتظار
    متوسط نوشته در روز
    6.63
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    5,444
    سپاس
    10,216
    سپاس شده 8,297 در 3,619 پست
    حالت من
    N bache mosbat
    اعتراض
    6
    4 بار در 4 نوشته اعتراض شده است

    پیش فرض پاسخ : داستان شيعه شدن نرجس خاتون مادر امام زمان (عج)

    خواب عجيب حضرت نرجس (س)
    شبي مليكه در عالم خواب و رويا ديد كه جدش شمعون همراه حضرت عيسي (ع) و عده اي از ياران مخصوص آن حضرت وارد كاخ شدند . در عالم خواب به او گفتند اين دوازده تن به ترتيب محمد(ص) پيامبر اسلام و 11 تن ديگر ائمه اسلام از علي (ع) تا امام يازدهم هستند. سپس ديد پيامبر اسلام (ع) به حضرت مسيح (ع) رو كرد و گفت : " ما به اينجا آمده ايم تا مليكه را براي فرزندم حسن عسكري (ع) خواستكاري كنيم".
    حضرت مسيح (ع) به شمعون گغت : " سعادت به تو روي آورده است . نسل خود را با خاندان آل محمد (ص) پيوند بده."
    شمعون از اين پيشنهاد خوشحال شد ، سپس محمد (ص) به منبر رفت و خطبه عقد را خواند و مليكه را به عقد همسري امام حسن عسكري (ع) درآورد و حضرت مسيح (ع) و شمعون ياران مسيح (ع) بر اين عقد گواهي دادند.

    پذيرفتن اسلام در خواب
    مليكه ميگويد از خواب بيدار شدم ولي ماجراي خواب خود را براي هيچ كس تعريف نكردم. ولي شب و روز در اين فكر بودم و با خود ميگفتم من در اينحا و امام عسكري (ع) در شهر دور . چگونه به خانه او راه يابم؟
    محبت امام حسن عسكري سراسر دلم را گرفته بود و تنها به او مي انديشيدم. اين محبت و غم دوري چنان شد كه مليكه مدتها در مريضي روحي به سر ميبرد و طبيبان از مداواي او درمانده بودند و چون براي روح و اين درد درماني نبود.
    زیباتر از این شعر هیچ جا ندیدم:

    وقتي به عشق ، قلب حرم اعتراف كرد
    وقتي علي به خانه خود اعتكاف كرد
    وقتي خدا جمال خودش را مطاف كرد
    كعبه سه روز دور سر او طواف كرد
    حاجي شده است كعبه و سنت شكسته است
    با جامه ي سياه خود احرام بسته است


    حق روز ازل كل نِعم را به علی داد
    بین حكما حُكمِ حَكَم را به
    علی داد
    معنای یدالله همین است و جز این نیست
    كاتب كه خدا بود قلم را به
    علی داد
    می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
    در معركه شمشیر دو دم را به
    علی داد
    هر مملكتی تابع فرمان امیری است
    ایران، دلِ افتاده به غم را به
    علی داد
    از نسل علی یك علی آمد به خراسان
    یعنی كه خدا كل عجم را به
    علی داد


    شرکت در تاپیک:
    طرح تاپیک خوانی مهدویت برای مهدویون


    بحث این هفته:
    آداب انتظار، اخلاق منتظر

    موارد5به بعد...

  4. #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    12274
    جایگاه
    مدیر بخش عصر انتظار
    متوسط نوشته در روز
    6.63
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    5,444
    سپاس
    10,216
    سپاس شده 8,297 در 3,619 پست
    حالت من
    N bache mosbat
    اعتراض
    6
    4 بار در 4 نوشته اعتراض شده است

    پیش فرض پاسخ : داستان شيعه شدن نرجس خاتون مادر امام زمان (عج)

    خواب عجيب
    چهارده شب از اين ماجرا گذشت و شبي خوابيدم و در خواب ديدم فاطمه زهرا (ع) بانوي بزرگ دنيا و آخرت همراه با حضرت مريم (س) و بانوان ديگر نزد من آمدند. حضرت مريم (س) به من گفت : " اين مادر همسر توست".
    بي اختيار به ياد همسرم امام حسن عسكري (ع) افتادمو قلبم فرو ريخت و به بانو فاطمه (س) رو كردم و گفتم : " از حسن عسكري (ع) گله دارم كه به من سري نميزند." ديگر گريه امانم نداد و زار زار گريستم.
    حضرت فاطمه (س) فرمود: "تا تو مسيحي هستي فرزندك به سراغ تو نمي آيد. اگر ميخواهي خدا و حضرت مسيح (ع) از تو خشنود شوند ، دين اسلام را بپذير تا چشمت به جمال فرزندم حسن روشن شود."
    سپس گفت : " خواهرم مريم (س) نيز سالهاست كه از مسيحيت دوري جسته و اسلام را پذيرفته است."
    گفتم : " مادر جان با تمام وجود حاضرم اسلام را بپذيرم." فرمود بگو : " اشهدا ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله."
    گفتم انچه را بايد ميگفتم. آنگاه فاطمه زهرا (س) مرا د آغوش گرفت و نوازش كرد و فرمود: "خوشحال باش. به تو مژده ميدهم كه از اين به بعد امام حسن عسكري 0ع) به ديدار تو مي آيد و تو به زيارت او موفق ميشوي.
    شب بعد در اين افكار بودم كه در خواب ديدم امام عسكري (ع) به ديدار من آمد . از ديدار او بسيار خوشحال شدم و گله كردم كه چرا به ديدار من نيامده است. فرمود : "علت جدايي من از تو اين است كه تو در اسلام نبودي . از اين به بعد به ديدار تو خواهم آمد ، تا روزي كه خداوند تو را به ظاهر نيز همسر من گرداند.
    زیباتر از این شعر هیچ جا ندیدم:

    وقتي به عشق ، قلب حرم اعتراف كرد
    وقتي علي به خانه خود اعتكاف كرد
    وقتي خدا جمال خودش را مطاف كرد
    كعبه سه روز دور سر او طواف كرد
    حاجي شده است كعبه و سنت شكسته است
    با جامه ي سياه خود احرام بسته است


    حق روز ازل كل نِعم را به علی داد
    بین حكما حُكمِ حَكَم را به
    علی داد
    معنای یدالله همین است و جز این نیست
    كاتب كه خدا بود قلم را به
    علی داد
    می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
    در معركه شمشیر دو دم را به
    علی داد
    هر مملكتی تابع فرمان امیری است
    ایران، دلِ افتاده به غم را به
    علی داد
    از نسل علی یك علی آمد به خراسان
    یعنی كه خدا كل عجم را به
    علی داد


    شرکت در تاپیک:
    طرح تاپیک خوانی مهدویت برای مهدویون


    بحث این هفته:
    آداب انتظار، اخلاق منتظر

    موارد5به بعد...

  5. #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    شماره عضویت
    12274
    جایگاه
    مدیر بخش عصر انتظار
    متوسط نوشته در روز
    6.63
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    5,444
    سپاس
    10,216
    سپاس شده 8,297 در 3,619 پست
    حالت من
    N bache mosbat
    اعتراض
    6
    4 بار در 4 نوشته اعتراض شده است

    پیش فرض پاسخ : داستان شيعه شدن نرجس خاتون مادر امام زمان (عج)

    جنگ مسلمانان با روميان
    بين مسلمانان و روميان هميشه جنگ بود. گاهي سپاه اسلام پيروز ميشد و گاهي سپاه روم . در يكي از جنگ ها تعداد زيادي زن كه در بينشان مليكه نيز بود به اسارت مسلمانان در آمدند. مليكه برا اينكه كسي او را نشناسد نام خود را همنام كنيزان ، "نرجس" گذاشته بود.
    بشر بن سليمان در روز معيني از ظرف امام هادي (ع) به مكاني كه اسرا را ميفروختند آمد و قصد خريد مليكه را براي امام هادي (ع) داشت. اما پس از انتخاب مليكه امتناع ميورزيد و نميخواست با آن مرد برود. تا اينكه بشر نامه اي از طرف امام هادي (ع) به او داد. مليكه پس از خواندن نامه بي اهتيار اشك شوق ميريخت و گريه ميكرد و با اصرار به مرد فروشنده گفت كه او را به آن مرد بفروشند. مرد نيز قبول كرد.
    بعد از اينكه به خانه امام هادي (ع) آمد ،امام به عمه اش حكيمه رو كرد و گفت : اين است بانويي كه انتظارش را ميكشيديد. حكيمه او را در آغوش گرفت و وي را بوسيد و سپس امام به او گفت :‌ او را به خانه ببر و دستورات و احكام اسلامي را به او بياموز كه او همسر امام حسن عسكري (ع) و مادر حضرت مهدي (عج)‌است.
    امام هادی (ع) به نرجس رو كرد و گفت : مژده باد تو را فرزندي كه جهان را با نور جكومتش پر از عدل و دادگري ميكند ، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.
    مادحین
    زیباتر از این شعر هیچ جا ندیدم:

    وقتي به عشق ، قلب حرم اعتراف كرد
    وقتي علي به خانه خود اعتكاف كرد
    وقتي خدا جمال خودش را مطاف كرد
    كعبه سه روز دور سر او طواف كرد
    حاجي شده است كعبه و سنت شكسته است
    با جامه ي سياه خود احرام بسته است


    حق روز ازل كل نِعم را به علی داد
    بین حكما حُكمِ حَكَم را به
    علی داد
    معنای یدالله همین است و جز این نیست
    كاتب كه خدا بود قلم را به
    علی داد
    می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
    در معركه شمشیر دو دم را به
    علی داد
    هر مملكتی تابع فرمان امیری است
    ایران، دلِ افتاده به غم را به
    علی داد
    از نسل علی یك علی آمد به خراسان
    یعنی كه خدا كل عجم را به
    علی داد


    شرکت در تاپیک:
    طرح تاپیک خوانی مهدویت برای مهدویون


    بحث این هفته:
    آداب انتظار، اخلاق منتظر

    موارد5به بعد...

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •