^ Back to Top
آخرين ارسال های گفتمان دینی

صفحه 1 از 3 1 2 3 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

موضوع: ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

  1. #1
    مدیرارشد تالارعمومی
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    نوشته ها
    35,660
    سپاس
    7,699
    سپاس شده 25,012 در 6,716 پست

    پیش فرض ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    اندوه
    خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود
    شب فرو می خزد از بام کبود
    تازه بند آمده باران و نسیمی نمناک
    می تراود ز دل سرد شبانگاه خموش
    شمع افسرده ماه از پس آن ابر سیاه
    گاه می خندد و می تابد از اندوهی سرد
    خنده ای غم زده چون خنده درد
    تابشی خسته و بی رنگ و تباه
    چون نگاهی که در آن موج زند سایه مرگ
    سوزنک از دل ویران درختان خموش
    می رسد گاه یکی نغمه آشفته به گوش
    نغمه ای گم شده از سینه نایی موهوم
    بانگی آواره و شوم
    می کشد مرغ شباهنگ خروش
    می رود ابر و یکی سایه انبوه و سیاه
    نرم وخاموش از گوشه بام
    آه دردی ست در آن اختر لرزنده که گاه
    کورسو می زند و می شود از دیده نهان
    وز نهیب نفس تیره شام
    می کشد مرغ شباهنگ فغان
    آه ای مرغ شباهنگ خموش
    بس کن این بانگ و خروش
    بشکن این ناله پرسوز و گداز
    بشکن این ناله که آن مایه ناز
    تازه رفته ست به خواب
    آری ای مرغک اندوه پرست
    بس کن این شور و شتاب
    بس کن این زمزمه او بیماراست
    شاد بودن هنـــــر است
    شاد کردن هنـــــــــــــــــری والاتر
    گر به شادی تو دلهای دگر باشد شـــــــــــاد
    زندگی صحنـه ی یکتـــــــــای هنرمنــــــــــدیِ ماست
    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوستـــــه بجاست

    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد




  2. #2
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    شبي بود و بهاري ، در من آويخت
    چه آتش ها ، چه آتش ها برانگيخت
    فرو خواندم به گوشش قصه ي خويش
    چو باران بهاري اشك مي ريخت









  3. #3
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    من آن ابرم كه مي خواهد ببارد
    دل تنگم هواي گريه دارد
    دل تنگم غريب اين در و دشت
    نمي داند كجا سر مي گذارد









  4. #4
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    فرياد

    چون مه كه ز دشت لاله بر مي خيزد
    از كشته شهر ناله بر مي خيزد
    فردا كه به رستخيز در ني بدمند
    فرياد هزار ساله بر مي خيزد









  5. #5
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    درس وفا

    اي آتش افسرده ي افروختني
    اي گنج هدر گشته ي اندوختني
    ما عشق و وفا را ز تو آموخته ايم
    اي زندگي و مرگ تو آموختني









  6. #6
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    آن عشق

    آن عشق كه ديده گريه و آموخت ازو
    دل در غم او نشست و جان سوخت ازو
    امروز نگاه كن كه جان و دل من
    جز يادي و حسرتي چه اندوخت ازو







  7. #7
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    آرزو

    اي ديده تو را به روي او خواهم داد
    از گريه ي شوقت آبرو خواهم داد
    مي خند چو آيينه كه در حجله ي بخت
    دست تو به دست آرزو خواهم داد







  8. #8
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    اي عشق همه بهانه از توست
    من خامشم اين ترانه از توست
    آن بانگ بلند صبحگاهي
    وين زمزمه ي شبانه از توست
    من انده خويش را ندانم
    اين گريه ي بي بهانه از توست
    اي آتش جان پاكبازان
    در خرمن من زبانه از توست
    افسون شده ي تو را زبان نيست
    ور هست همه فسانه از توست
    كشتي مرا چه بيم دريا ؟
    توفان ز تو و كرانه از توست
    گر باده دهي و گرنه ، غم نيست
    مست از تو ، شرابخانه از توست
    مي را چه اثر به پيش چشمت ؟
    كاين مستي شادمانه از توست
    پيش تو چه توسني كند عقل ؟
    رام است كه تازيانه از توست
    من مي گذرم خموش و گمنام
    آوازه ي جاودانه از توست
    چون سايه مرا ز خاك برگير
    كاينجا سر و آستانه از توست







  9. #9
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    دام بلا

    زين پيش از پس و پيش زلف دو تا مگستر
    در پيش پاي دل ها دام بلا مگستر
    تا كي كني پريشان دل هاي مبتلا را
    آن خرمن بلا را پيش صبا مگستر
    بر پاي مرغ مألوف كس رشته مي نبندد
    دام فسون خدا را بر آشنا مگستر
    من خود به خواهش خويش سر در پي ات نهادم
    دستان مساز و دامم در پيش پا مگستر
    چون شب سياه كردي بر سايه روز روشن
    بر آن مه دو هفته زلف دو تا مگستر








  10. #10
    همکار سابق
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    زیر آسمون آبی خدا
    نوشته ها
    2,323
    سپاس
    6,732
    سپاس شده 9,341 در 1,099 پست

    پیش فرض پاسخ : ديوان هوشنگ ابتهاج ( ه. الف . سايه )

    ارغوان

    ارغوان شاخه همخون مانده من
    آسمان تو چه رنگ است امروز؟
    آفتابي ست هوا؟
    يا گرفته است هنوز ؟
    من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
    آفتابي به سرم نيست
    از بهاران خبرم نيست
    آنچه مي بينم ديوار است
    آه اين سخت سياه
    آن چنان نزديك است
    كه چو بر مي كشم از سينه نفس
    نفسم را بر مي گرداند
    ره چنان بسته كه پرواز نگه
    در همين يك قدمي مي ماند
    كورسويي ز چراغي رنجور
    قصه پرداز شب ظلماني ست
    نفسم مي گيرد
    كه هوا هم اينجا زنداني ست
    هر چه با من اينجاست
    رنگ رخ باخته است
    آفتابي هرگز
    گوشه چشمي هم
    بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
    اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
    كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
    باد رنگيني در خاطرمن
    گريه مي انگيزد
    ارغوانم آنجاست
    ارغوانم تنهاست
    ارغوانم دارد مي گريد
    چون دل من كه چنين خون *آلود
    هر دم از ديده فرو مي ريزد
    ارغوان
    اين چه راز ي است كه هر بار بهار
    با عزاي دل ما مي آيد ؟
    كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
    وين چنين بر جگر سوختگان
    داغ بر داغ مي افزايد ؟
    ارغوان پنجه خونين زمين
    دامن صبح بگير
    وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
    كي بر اين درد غم مي گذرند ؟
    ارغوان خوشه خون
    بامدادان كهكبوترها
    بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
    جان گل رنگ مرا
    بر سر دست بگير
    به تماشاگه پرواز ببر
    آه بشتاب كه هم پروازان
    نگران غم هم پروازند
    ارغوان بيرق گلگون بهار
    تو برافراشته باش
    شعر خونبار مني
    ياد رنگين رفيقانم را
    بر زبان داشتهباش
    تو بخوان نغمه ناخوانده من
    ارغوان شاخه همخون جدا مانده من








صفحه 1 از 3 1 2 3 آخرینآخرین

بازدیدکنندگان این صفحه را از طریق جستجوی مطالب زیر یافته اند

دانلود دیوان سایه

دانلود مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

دانلود دیوان اشعار هوشنگ ابتهاج

دیوان اشعار سایه

ديوان هوشنگ ابتهاج

دیوان هوشنگ ابتهاج

دیوان اشعار هوشنگ ابتهاج

کلیات هوشنگ ابتهاج

دیوان سایه

دانلود غزلیات هوشنگ ابتهاج

ديوان شعر سايه

دانلود دیوان اشعار سایه

دیوان ه الف سایه

دانلود دیوان اشعارهوشنگ ابتهاج

دانلود ديوان هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج

دانلود کلیات هوشنگ ابتهاج

دانلود مجموعه کامل اشعار هوشنگ ابتهاجاشعارتنگستاندانلود مجموعه اشعارسایه هوشنگ ابتهاج متخلص به ه.الف. سايهﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺳﺎﯾﻪ مجموع کامل سایهدانلودکتاب بانگ نی ه.ا.سایهمجموعه کامل اشعار ابتهاج

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

گفتمان دینی با هدف مبارزه با افراط و تفریط در دین و به جهت اثبات این مهم که در هزاره سوم هم می توان با دید دینی زندگی آرام و راحتی داشت ، در سال 1387 آغاز به کار کرد و اکنون با بیش از پنجاه هزار کاربر بزرگترین انجمن دینی اجتماعی کشور است. برای ارتباط با گفتمان دینی با ایمیل goftomanedini@gmail.com در ارتباط باشید .

گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی گفتمان دینی