سلام
در این تاپیک با همراهی شما دوستان عزیز اشعاری را که با حرف د آغاز می شود قرار می گیرد.
حتی الامکان در هر پست 5 بیت قرار دهید.
...
| آخرين ارسال های گفتمان دینی | |
سلام
در این تاپیک با همراهی شما دوستان عزیز اشعاری را که با حرف د آغاز می شود قرار می گیرد.
حتی الامکان در هر پست 5 بیت قرار دهید.
...
ویرایش توسط سوگند : 01-04-13 در ساعت 18:00
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت
**
دیروز، در میانه ی بازی، ز کودکان
آن شاه شد که جامهی خلقان ببر نداشت
**
دیگر ای گندم نمای جو فروش
با ردای عجب، عیب خود مپوش
**
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
**
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
![]()
سپاس شده توسط: moghbache (16-02-13)
در کار تو ز دست زمانه غمی شدم
ای چون زمانه بد، نظری کن به کار ما
**
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم
با عقل آب عشق به یک جو نمیرود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
**
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
**
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
**
دیر جوشی تو در بوتهی هجرانم سوخت
ساختم اینهمه تا وارهم از نامیها
سپاس شده توسط: moghbache (16-02-13)
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ویرایش توسط moghbache : 16-02-13 در ساعت 19:26 دلیل: یک اشتباه کوچک
دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم
فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد
____________
در این کویر، دم از جاودانگی نزنم
نسیم اگر بوَزد ردّ پا نمیماند
_____________
در راه عشق، تکیه به تدبیر عقل خویش
با چتر زیر سایهی بهمن نشستن است
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد ؟
چون بشد دلبر و با یار وفا دار چه کرد؟...
"زائر"
دیوانه دلی خفته در این خلوت خاموش
او زاده ی غم بود زغم های جهان گشت فراموش
درین در گه که گه گه که که و که که شود ناگه
مشو غره به امروزت که فردا نایی آگه
در مــیــخــانــه بــسـتـهانـد دگـر
افــتــتــح یــا مــفــتــح الــابــواب
Bookmarks